خانه > اقتصاد > مقدماتی درباره توسعه ایران
مقدماتی درباره توسعه ایران

مقدماتی درباره توسعه ایران

درباره توسعه ایران، کتابها، مقالات، سخنرانیها و سمینارهای مختلفی منتشر و برگزار شده و می شود و هر یک از صاحبنظران به بررسی زوایای مختلف تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی به عنوان موانع توسعه و یا راهکارهای آن در کشور پرداخته اند.

در مقال پیش رو، اولا ما بر این باوریم که توسعه برای ایران لازم و خوب است! و این نکته مهمی است که با وجود افکار عقب مانده و متحجر و عوام و خواص جامعه به این درک برسیم که توسعه برای ایران لازم و حیاتی است! ثانیا به این حقیقت دست پیدا کنیم که موانعی برای توسعه وجود دارد و توسعه و پیشرفت و ترقی خودبخود و بصورت اتوماتیک یا تاریخی ایجاد نخوهد شد! و ثالثا بدانیم همواره در طول سالیان گذشته، کشور در مسیر توسعه حرکت کرده و چشم را بر واقعیات نبندیم و بدبینانه قضاوت نکنیم.

در اینجا تنها به مقدماتی برای توسعه ایران می پردازیم که آن هم بیشتر در حوزه اقتصادی وصنعتی دسته بندی می شود و البته این موارد هم کامل و جامع نیست و تنها به عنوان بخشی از راهکارهای بلند مدت برای حرکت به سمت توسعه قابل بررسی است.

افزایش تکنولوژی و بهره وری

گرچه کشور ما در ۱۰۰ سال گذشته پیشرفت های فراوانی را تجربه کرده و از منظر مدرنیزاسیون و پیشرفت تکنولوژیک مراحل خوبی را طی کرده است، اما واقعیت این است که صنعت ما همواره در طول این سالها، همراه با صنعت و تکنولوژی جهانی همقدم نبوده و ما همیشه از عقب ماندگی در تکنولوژی در بسیاری از صنایع و علوم رنج می بریم.

ما در حمل و نقل ریلی به عنوان یک عامل توسعه برای حمل و نقل بار و تولید داخلی و واردات و صادرات بسیار ضعیف هستیم. برای مثال استرالیا، زغال سنگ خود را با استفاده از تکنولوژی های جدید حمل و نقلی با کمتر از ۵ دلار در هر تن جابجا می کند و ما در داخل کشور برای جابجایی سنگ آهن از معدن تا بنادر بیش از ۱۵ دلار در هر تن هزینه می کنیم!

تولید فولاد یا تولید پتروشیمی یا استفاده از معادن و ظرفیت آنها در ایران بسیار قدیمی و فناوری در آنها معمولا عقب افتاده است که موجب می شود هزینه تولید بسیار گران تر از دیگر کشورها شود.

در صنایع امروز، به واسطه رشد تکنولوژیک و استفاده از ماشین آلات به روز، هم تجهیزات کمتر است، هم نیروی انسانی کمتر به کار گرفته می شود، هم بهره وری بیشتر است و در نتیجه سرمایه گذاری اولیه کمتر و سرمایه در گردش کمتر و هزینه تولید کمتر می شود.

بر این اساس یکی از موانع مهم توسعه در ایران، عقب ماندگی صنایع و عدم وجود حمل و نقل ریلی و عدم بهره مندی مناسب از تکنولوژی هاست و تا وقتی دولتها و سیاست مرکزی بر نوسازی صنایع و ایجاد نگاه بلند مدت متمرکز نشود، این مانع مهم در توسعه باقی خواهد ماند.

شاید این ابهام پیش آید که در بسیاری از موارد ظهور و حضور تکنولوژی در ایران همپای صنعت و خدمات جهانی بوده است و در گفتمان بالا، اغراق صورت پذیرفته است، مشکل اینجاست که در بسیاری از موارد که حضور تکنولوژی وجود داشته، زیرساخت ها و ساختارها، اجازه و مجال برای حضور همه جانبه تکنولوژی فراهم نمی کنند. ما در ساختار دولت یا بانکها علیرغم وجود بستر مجازی، استفاده ای از تکنولوژی نمی کنیم و با این واقعیت مواجه هستیم که علیرغم وجود فضای مجازی و ثبت تمامی موارد در کامپیوتر، در عین حال کارمندان در حال بایگانی کردن کاغذها و مدارک به صورت مکتوب و دستی هستند و این یعنی مقاومت زیرساختها! یعنی حضور صدها هزار کارمندی که نیازی به حضورشان نیست و تنها برای کار داشتن در حال کار هستند! یعنی وجود صدها هزار متر مربع اداره و بایگانی و… برای ثبت و نگهداری کاغذها و مدارکی که هیچ روزی به کار نخواهند آمد! یعنی وجود یک خط قرمز در دولتها برای عدم تعدیل نیروی کار بیکار! یعنی در واقع هزاران میلیارد حقوقی که به کارمندان داده می شود و در واقع بیمه بیکاری است!

در بسیاری از موارد نیز حضور تکنولوژی بدون وجود زیرساخت لازم تنها بر مشکلات کشور افزوده است و شرایطی فانتزی برای اقتصاد و صنعت و بخش خدمات فراهم آورده است لذا با عنایت به مطالب فوق، یکی از راهکارهای توسعه در کشور، حضور دقیق، به جا و به موقع تکنولوژیها و فناوریها، ایجاد زیرساخت های لازم برای آنها و بهره گیری و بهره مندی مناسب از آنهاست تا هم حداکثر بهره مندی از منابع انسانی و تولید و خدمات صورت پذیرد، هم هزینه تولید و خدمات بهینه باشد، هم حمل و نقل کالا و خدمات ارزان تر شود، هم از نیروی انسانی به اندازه و به کفایت بهره گیری صورت پذیرد.

در ادامه بحث فوق الذکر، موضوع بهره وری قرار دارد. این که بخش خصوصی و دولتی ما بهره وری را نمی شناسد و درک نمی کند، موضوع مهمی است و تا زمانی که درک صحیحی از آن صورت نپذیرد و ما درک نکنیم که چه مسئله مهم اقتصادی و اجتماعی است که ما را درگیر خود کرده،قابل حل نیست!

عدم استفاده بهینه از تکنولوژی ها، عدم وجود زیرساخت لازم برای بهره وری، وجود کارمندان و کارگران بیش از حد، خواب سرمایه برای تولید و ساخت و ساز، قوانی دست و پاگیر همه و همه نشانه ای از عدم بهره وری در کشور است که با توجه به آن می توان تا حدودی به تغییر فضای موجود یاری رساند.

 

اصلاح وضعیت سرمایه گذاری در بخش تولید

در طول چند سال اخیر همواره سرمایه گذاری در بخش تولید با مشکلات و موانعی روبرو بوده است.

۱ – مشکلات قانونی و قوانین دست و پاگیر که همواره وجود داشته و ظاهرا خواهد داشت.

۲ – با این نرخ سود سپرده هر منطق اقتصادی تاکید می کند که در ایران به جای سرمایه گذاری تولیدی باید سرمایه را در بانک گذاشت و سود آن را دریافت کرد.

۳ – با این نرخ بهره وام ها هم هر منطق اقتصادی تاکید می کند که بهتر است وارد تولید نشد چرا که حتی نرخ بهره آن هم تامین نمی شود چه برسد به دریافت سود برای تولید کننده!

۴ – موضوع دیگر بهره وری پایین در بخش تولیدی است که به آن اشاره کردیم و موجب می شود رقابت تولید داخلی با بخش خارجی بسیار سخت باشد. این موضوع آنجا خود را نمایان می کند که بدانیم تعرفه گمرگی در ایران به طور متوسط ۷ درصد است تولید کنندگان به طور متوسط با ۷ درصد گرانتر از جنس خارجی + هزینه حمل و نقل می توانند کالای خود را در بازار داخلی عرضه کنند!

در این فضاست که تغییر وضعیت سرمایه گذاری در بخش تولیدی برای توسعه کشور الزامی به نظر می رسد و این بخشی است که تنها توسط دولت و سیاستگذاران باید فراهم گردد. در نگاه اول دولت باید به این بحران در وضعیت تولید معترف شود، بعد برنامه های لازم برای تغییر این وضعیت را ایجاد کند که متاسفانه با سیاسی کاری و وجود احزاب و… دولتها بیش از آن که به فکر تغییر این وضعیت و اصلاح بلند مدت باشند، همواره با طرح های کوتاه مدت و با اثرات آنی درگیر شده اند و این مانع اساسی برای توسعه را حل نکرده اند!

 

آمایش سرزمین و ظرفیت سنجی

از نکات بارز در حرکت به سمت توسعه، استفاده از مزیت های رقابتی هر منطقه، ظرفیت سنجی و آمایش سرزمین است. اگر ما بتوانیم در هر منطقه ای با استفاده از ظرفیت ها و پتانسیلهای آن، تولید و اشتغال و کارآفرینی داشته باشیم، حمل و نقل را به حداقل برسانیم و صنایع را در بهترین نقطه جغرافیایی مستقر کنیم، در این وضعیت، حرکت مان به سمت رشد و توسعه تسریع خواهد شد.

ما شاهد این واقعیت هستیم که حدود ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی دنیا کنار دریاهاست، اما در ایران با وجود مرز دریایی فراوان، تهران و مشهد و اصفهان به عنوان قطب های صنعتی مطرح هستند! ما حتی به دلیل رابطه و واسطه برای مثال کارخانه ساخت ورق فولادی را به جای آن که در کنار خود فولاد مبارکه اصفهان بسازیم در یکی از روستاهای کاشان ساخته ایم وقس علیهذا. که این موارد و عدم توجه به آمایش سرزمین موجب هدر رفت منابع بسیار و ایجاد هزینه های گزاف بیهوده برای تولید و صنعت شده است!

 

 

ارزش آفرینی برای کار و تولید

گرچه در فرهنگ و تاریخ ما همواره کار و تولید دارای ارزش ذاتی بوده و در احادیث و روایات و اشعار و امثال کار کردن امری پسندیده تلقی می شده است. لیکن در ۲۰ سال گذشته، ارزشها از سمت کار و تولید به سمت مصرف گرایی، تجمل و پول دار بودن حرکت کرده است!

امروز ارزش افراد نه به اعتبار اجتماعی، نه کارآفرینی، نه شغل و دیسیپلن اجتماعی که به میزان درآمد و میزان تجملات مصرفی سنجیده می شود و از اینجاست که فردی با ۲۰ سال سابقه در بازار یا در عرصه تولید حاضر است به راحتی سرمایه و اعتبار خود را بفروشد و پول آن را در بانک قراردهد و سود سپرده دریافت کند!

این سمی مهلک برای اقتصاد و توسعه کشور است که هم راحتی و سهولت برای پول درآوردن و کسب سرمایه فراهم کرده است و هم اعتبار اجتماعی را تنها به سمت پول داشتن سوق داده است!

در ایران امروز ما هر کس پول و سرمایه و منزل و اتومبیل خوب داشته باشد از هر راهی هم که توانسته باشد ایجاد کند، این ارزش است! اما اگر کسی برای هزاران نفر اشتغال ایجاد کند، کار کند، کسب و پیشه داشته باشد و… با ده ها گرفتاری از جمله بیمه و اداره کار و اداره مالیات و قسط و کاهش سرمایه و استهلاک و طعنه و… روبرو می شود که عطای کارآفرینی را به لقایش می بخشد!

متاسفانه وضعیت ارزشی جامعه نیز به سمتی حرکت کرده است که اگر از این مقطع بحرانی اقتصادی عبور کنیم که میزان سود سپرده بانکها از هر کاری بیشتر است، باز هم در آینده سرمایه مردم نه در عرصه تولید که در مسکن، ارز و طلا و کارهای کاذب و غیرتولیدی حرکت خواهد کرد و ظاهرا برون رفتی از این وضعیت متصور نیست!

به هر روی به عنوان پیشنهادی بلند مدت ایجاد ارزش آفرینی برای کار، تولید، اشتغال و اعتبار واقعی اجتماعی در کنار سهولت امر تولید و کاهش قوانین دست و پاگیر و تسهیل اشتغال و تولید می تواند ما را در پیمودن مسیر توسعه یاری رساند.

 

(نوشته فوق برداشتی آزاد از کلاس دوره DBA با عنوان اقتصاد کلان بازارها – آقای دکتر محمد حسین ادیب می باشد که در تاریخ ۱۸ اسفندماه ۱۳۹۳ برگزار شده است).

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*