خانه > متفرقه (برگه 3)

متفرقه

شاه ، آمریکا و ایران خودمان

با توجه به مطالعات اندک تاریخی که درباره شاه، شخصیت و اندیشه هایش و رابطه اش با آمریکا داشته ام، در مجموع به تحلیلی رسیده ام که نمی دانم تا چه حد می تواند درست باشد. در این ۳ – ۲ روزه کتاب ماموریت در ایران نوشته ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران را خواندم و قبل از آن هم ... ادامه مطلب »

مناسک گرایی اجتماعی

خیلی وقتها به این دین داری ما ایرانی ها فکر می کنم! شعائرگرایی و مناسک گرایی محض! که البته در ماه محرم و رمضان شکل و بوی دیگری می گیرد و این ظواهر و قشری گری نمود بیشتری می یابد…. وضعیت، شبیه آن تئوری می شود که ((گارفینگل)) می گوید: کنش بر قاعده مقدم می شود، شاید قانون این است که قاعده دینی ... ادامه مطلب »

مشروطه و صدسال پیشرفت

از امضای فرمان مشروطیت تا امروز صد سال گذشته است. ایران صد سال را طی کرده و در این مدت تغییرات زیادی را شاهد بوده است. در طول این صد سال، روشنفکران، نخبگان و جامعه شناسان، فراوان، از کاستی ها، مشکلات، نقایص و انحرافات در سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد ایران گفته اند که بی شک، به حق ... ادامه مطلب »

من که خوبی هایم بدی است!

خدایا با تو نجوا کردن چه دل پذیر است! سالی دیگر گذشت. با همه تجربیات، سختی ها، خوشی ها، غم ها و اضطراب هایش…. نمی دانم چقدر مفید بوده ام!؟ چقدر اثر مطلوب بر جای گذاشته ام برای خودم و جهان پیرامونم! چقدر به هدف زندگی نزدیک تر شده ام! چقدر به کمال میل پیدا کرده ام؟ چقدر انسان تر ... ادامه مطلب »

مرد سرامیکی

تنها کسی که حرفش را می فهمید، همو بود: عمو سیبیلو!   به اسم صداش نمی زد، رویش نمی شد که بهش بگه عمو سیبیلو! اما توی ذهنش تنها اسمی که برایش قائل بود همین بود. همیشه توی دستشویی دنبالش می گشت و بعد از چند ثانیه ای پیداش می کرد. هیچ وقت موقع خوشحالی ها و شادی ها او ... ادامه مطلب »

لذت و کمال، زمینی بودن و آسمانی شدن

لذت آدمی یا از وجود خودش است و آدمی در ذات وجود خویش ملتذ است به علت کمال و زیبایی و جمالی که در قیاس با دیگران در خود حس می کند، یا از حصول کمالی است که تدریجا برای او حاصل شده، یا از درک و مواجهه با موجودی است که نیازمند به اوست و با او ارتباط وجودی ... ادامه مطلب »

کاش می شد گریه کرد گاهی

کاش می شد گریه کرد گاهی. کاش می شد فریاد زد سختی ها و غم ها را. کاش می شد مثل آنها بود که خوابند و اگر بیدار، در بیداری، خواب! کاش می شد قدم زد در خیابان های خالی از تبعیض و فساد. کاش می شد نگاه کرد به زندانهای خالی از زندانی بی گناه. کاش می شد نشنید این ... ادامه مطلب »

قطره شدن

آدمی با این همه غرور و تبختر و بزرگی و خود بزرگ بینی،  روزی چندین بار مقابل آن ذات بزرگ رکوع و تعظیم می کند و سجده می کند! البته شاید هدف، قطره شدن و ذوب شدن  باشد…. قطره شدن برای دریایی شدن … و ذوب شدن برای کسب کمال که رسیدن به این مقام ها، هفت خوان های فراوانی  می طلبد! ... ادامه مطلب »

طغیان

خدای من! شکایت از نفسم به تو زیاد برده ام… می دانم می دانی حتی بیش از خودم که چه هستم و که هستم؟ شکایت می کنم نه از تو که به سوی تو …. از بدی هایم … از نفسم … از این دنیای پست و پر زرق و برق. الهی الیک اشکوا نفسا بالسوء امّارهْ و الی الخطیئه ... ادامه مطلب »

زمان

ثانیه ها از ۸۰ کم می شوند پشت چراغ قرمز در حال فکرم تند تند کم و کمتر می شوند مثل سالهای باقی مانده عمر گذران عمر هم کم از این ثانیه های قرمز ندارند که لحظه لحظه کم می شود چقدر دیگر فرصت است تا دلی بشکنیم تا در زندگی روزمره غرق شویم تا غصه خوریم و غصه بیافرینیم ... ادامه مطلب »