خانه > اقتصاد > سناریوهای اقتصاد ایران بعد از استقرار دولت جدید
سناریوهای اقتصاد ایران بعد از استقرار دولت جدید

سناریوهای اقتصاد ایران بعد از استقرار دولت جدید

مروز بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران، تغییر چهره سیاسی کشور و انتخاب و انتصابات جدید در حوزه کابینه دولت و تیم اقتصادی ایران، در آستانه مذاکرات دوباره برجامی و بعد از چند سال کشمکش و تحریم و بحران کرونا، همه در انتظار تغییراتی در وضعیت اقتصادی کشور هستند. یک فعال اقتصادی یا کارآفرین و یا حتی یک کارمند و کارگر، خوب است که درک و بینشی از وضعیت موجود و چشم اندازی از سناریوهای پیش رو داشته باشد تا بتواند بهتر تصمیم گیری کند و برای آینده خود و کسب و کارش استراتژی، تاکتیک، هدفگذاری و برنامه مناسب را اتخاذ نماید.

در مقال پیش رو به صورت خلاصه چند سناریو که پیش روی اقتصاد کشور هست را بررسی می کنیم و البته نیک می دانیم که در عالم واقع، ممکن است هیچ یک از این سناریوها به طور دقیق اتفاق نیافتد و یا ترکیبی از این سناریوها عملی شود؛ اما به هر روی این نوشته مقال و مجالی برای بررسی هر چه بیشتر و بهتر آینده وضعیت اقتصاد کشور است، تا ما بتوانیم تصمیم گیری بهتری داشته باشیم و به قول معروف با چشم باز و با بصیرت به سمت آینده حرکت کنیم.

اما سناریوهای اقتصاد ایران در آینده پیش رو چه می تواند باشد؟

۱ – سناریوی خیلی بدبینانه این است که مذاکرات ایران و آمریکا و اروپا به جایی نرسد؛ هر دو طرف از هم فاصله بگیرند. تحریم ها شدت بیشتری بگیرد، ایران در سطح اقتصادی و سیاسی به طور کامل منزوی شود و دنیا نیز از ایران ناامید شده و هر دو طرف به سمت جنگ حرکت کنند که این موضوع، عواقب بسیار خطرناکی در بردارد! البته در همین سناریو ممکن است ایران به سمت تجربه کشورهایی حرکت کند که نفت را در برابر غذا و دارو صادر می کردند و تنش های سیاسی و اجتماعی زیادی در عین سقوط بیشتر ارزش پول ملی بیش از این نصیب کشور شود که فقط با یک تغییر عظیم در ساختار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، این وضعیت به سمت بهبودی حرکت خواهد کرد. در این وضعیت، اقتصاد بیش از پیش دچار فروپاشی شده، سرمایه اجتماعی به صفر می رسد و ما شاهد مهاجرت بخش عمده ای از مردم، و انزوای بیش از حد (مثل کشور کره شمالی) خواهیم بود. در عین حال من به شخصه معتقدم این سناریو با عنایت به وضعیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایران و حاکمیتی که در ایران وجود دارد، بسیار دور از ذهن می باشد!

۲ – سناریو کمتر بدبینانه این است که مذاکرات به خوبی پیش نرود، ادامه دار شود، و مثل ۲ – ۳ سال گذشته وضعیت تداوم یابد، تحریم ها دوباره ادامه پیدا کند و حتی شدیدتر شود، نفت را نتوانیم به راحتی بفروشیم و دیگر امور صادراتی و وارداتی هم با مشکل مواجه باشد، ارتباط مالی با دنیا و سوئیفت (جامعه جهانی ارتباطات بین بانکی) و… باز هم با مشکل مواجه باشد، ارزش پول ملی، باز هم کاش پیدا کند و گرانی و تورم همچنان گریبانگیر جامعه باشد. در این وضعیت، حاکمیت به سمت استقلال بیشتر از دنیا و اقتصاد مقاومتی و انزوا و همچنین شعارهای عامه پسند باید حرکت کند، احتمال جنگ های محدود و نیابتی بیش از قبل وجود دارد و البته بسیاری از نخبگان فرهنگی و اقتصادی بیش از پیش به فکر مهاجرت می افتند، برخی از دست اندرکاران عرصه اقتصاد که می توانند دوام بیاورند، ادامه می دهند، بسیاری هم دوام نمی آورند، برخی از راه دلالی و واسطگی و دور زدن تحریم ها کسب درآمد می کنند و اکثریت جامعه و کارمندان و کارگران نیز دچار مشکلات اقتصادی و فقر و مشکلات ناشی از تورم خواهند بود. این خیال که مثلا ما می توانیم هم مذاکره نکنیم و هم با همه دنیا در جدل باشیم و هم تحریم باشیم و هم ارتباط مالی با دنیا نداشته باشیم و در عین حال بتوانیم ارزش پول ملی را بالا ببریم و صادرات و واردات کنیم و وضع اقتصادی را بهبود بخشیم، خیالی دور از واقعیت است که متاسفانه برخی افرادی دچار آن هستند و شاید باید بعد از یکی دو سال به این نتیجه برسند! در دو سناریوی فوق الذکر، کارآفرینی، تولید، کسب و کار، اشتغال، تولید کار و مسکن و بورس و… همگی با مشکل مواجه خواهند بود!

۳ – سناریوی دیگر این است که به هر شکل با کوتاه آمدن غرب یا کوتاه آمدن ایران، مذاکرات به نتایج بهتری منجر شود و با برخی اقدامات سیاسی و دیپلماتیک کمی از وضع بحرانی دور شویم، تحریم ها به مرور کمتر شود، ثبات و تعادل در بازار بیشتر شود. تقاضا برای خرید ارزخارجی و طلا و سکه کاهش یابد و آرامش نسبی در جامعه حکمفرما شود. در این وضعیت ما تا حدودی می توانیم نفت را بفروشیم، صادرات و واردات تا حدی آزاد می شود، ارزش پولی به ثبات نسبی می رسد، ارتباط با بانکهای خارجی بهتر می شود ولی هنوز ایران تحت فشار خواهد بود و آنقدر ارتباط با دنیای خارج و دریافت ارز و فروش نفت و صادرات نخواهیم داشت که بتوانیم مراوده دائمی و کامل با دنیا داشته باشیم. این سناریوی محتمل، وضع اقتصادی ما را دچار یک ثبات نسبی می کند که البته با رکودی چند ماهه یا چند ساله همراه خواهد بود. با این وضعیت و البته با فروکش بحران کرونا، کم کم ایران به یک ثبات نسبی و بعد از آن به رشد اقتصادی محدودی دست خواهد یافت که در این صورت کارآفرینی و کسب و کار و تولید می تواند رونق بگیرد.

۴ – سناریوی خوشبینانه تر این است که به هر شکل ایران بتواند با دنیا و همسایگان ارتباط بهتری برقرار کند، کل تحریم ها را رفع شود، ارتباط بانکی و سوئیفت به طور کامل برقرار شود، صادرات نفتی و غیر نفتی به تناوب انجام شود، ایران به عنوان یک قدرت در منطقه پذیرفته و شناخته شود، سرمایه گذاری خارجی در کشور صورت پذیرد و ذخیره های ارزی دولت بیشتر وارد بازار شود، بحران کرونا به خوبی رفع گردد و با اقدامات فرهنگی و اقتصادی و همبستگی شهروندان و افزایش سرمایه و اعتماد اجتماعی، ما با شرایط خوب اقتصادی مواجه شویم، بورس رونق دوباره بگیرد، قیمت ارزش و طلا و مسکن به ثبات نسبی برسد و ارزش پول ملی حتی بالاتر برود و تولید به عنوان یک ارزش شناخته شود، ثبات و تعادل به مرور به اقتصاد ایران بازگردد و به مرور شاهد رشد اقتصادی توسعه و تعالی در کشور شویم. این سناریو هم بیش از حد خوش بینانه اما به هر حال، محتمل و شدنی است که در این صورت باید برای کارافرینی و تولید و اشتغال و… همه در این وضعیت آماده باشند.

به هر شکل اگر بخواهیم در ایران کار و زندگی کنیم، لازم است خودمان را برای هر ۴ سناریوی فوق آماده کنیم و در صورت ایجاد و بروز و ظهور هر یک از اتفاقات بالا، از قبل برنامه ریزی کرده باشیم و تصمیم مناسب را گرفته باشیم تا دچار شوک برای کار و زندگی مان نشویم!

ما می دانیم که در کشوری با مشکلات زیادی زندگی می کنیم، می دانیم که:

از جنبه اقتصادی مشکلات زیادی داریم: ساختار اقتصادی غلط؛ سیاستگذاری های اشتباه اقتصادی، مالیاتی و صنعتی؛ وابستگی به نفت؛ عدم حمایت واقعی از تولید داخلی؛ عدم توجه به مزیت رقابتی ایران در اقتصاد و صنعت و کشاورزی؛ عدم توجه به پتانسیل های صنعت گردشگری؛ دولت محوری در اقتصاد؛ عدم توجه واقعی به بخش خصوصی و بازرگانی، بحران های ناشی از تحریم و کرونا و…

می دانیم که از جنبه سیاسی، مشکلات زیادی گریبانگیر ما هست: عدم وجود همه افکار و عقاید در ساختار حاکمیت، حذف نخبگان و احزاب، عدم یکپارچگی در دیپلماسی و سیاست خارجی؛ انزوای سیاسی و عدم امکان تعامل با دنیا و همسایگان و…

و می دانیم که از جنبه فرهنگی نیز مشکلات فراوانی داریم: رواج فرهنگ مصرف گرایی، جدایی اخلاق از اقتصاد، سود محوری، رواج فرهنگ برتری سود شخصی در قبال سود جمعی و ایجاد رانت، اختلاس و فساد مالی و…

همه اینها واقعیت امروز اقتصاد و سیاست و فرهنگ ماست که جامعه ای بیمار و نه چندان سالم را فراهم آورده که بحران هایی مثل بحران کرونا و تحریم آن را بیش از پیش آزار می دهد، اما در عین حال باید بدانیم که با برنامه ریزی و سناریونویسی هریک از ما می توانیم در همین جامعه هم بهتر از قبل زندگی کنیم و می دانیم که اگر هر یک از ما به حد و اندازه خود، خوب زندگی کند، بهتر زندگی کند، سالم زندگی کند، دروغ و فساد نداشته باشد، متعهد و صادق باشد، با هر سناریویی، ایران حتما بهتر از قبل خواهد شد! و البته می بینیم افراد زیادی که در همین وضعیت هم با تعهد و صداقت و برنامه ریزی واستراتژی به صورت سالم در حال فعالیت و تولید و کارآفرینی هستند و در همین وضعیت هم با وجود مشکلات و چالش های فراوان موفق بوده و هستند.

منتشر شده در پایگاه خبری سپهر اقتصاد
https://sepehreghtesad.ir/%d8%b3%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1/

 

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.